وبلاگ گروه رجعت

وبلاگ گروه رجعت
طبقه بندی موضوعی

۵ مطلب با موضوع «سیاسی» ثبت شده است

برگرفته از معبر سایبری فندرسک

متأسفانه با خبر شدیم یکی دیگر از بازیگران کشور که در چند اثر تلویزیونی به عنوان سیاهی لشکر بازی می کرد به شبکه های ماهواره ای از جمله جم تی وی پیوسته که در این خصوص با ایشون مصاحبه ای رو انجام دادیم :

سلام جناب خر شرک میشه بفرمایید باتوجه به اینکه شما مدام از فساد و بی بندو باری در سینما حرف می زدید، دلیل شما از پیوست به شبکه های ماهواره ای که در فساد و بی اخلاقی غرق شدن چیه؟

- سلام بر مردم وطن پرست عزیزم. این اقدام من بخاطر اعتراض به فساد و بی بند و باری در سینما بود و برای همین به شبکه جم تی وی پیوستم تا به مردم بگویم در سینما های ما فساد غوغا می کنه.

  • مجتبی نوروزی

بر گرفته از معبر سایبری فندرسک

آخه چرا پول های این مملکت رو می برین تو فلسطین خرج می کنین؟ مگه ما تو مملکت بیکاری و فقر و بدبختی نداریم که هی میرین به فلسطین کمک می کنین؟ مگه خون اونا رنگین تر از ماست؟

حالا گیریم که ما بخاطر این از فلسطین حمایت می کنیم که جلوی حمله اسرائیل رو به ایران بگیریم، به ما چه؟ اصلاً بیان بزنن همه رو بکشن، مهم اینه که شما به مردم محروم ایران کمک کنید.

حالا درسته که بعضی از کشور ها مثل انگلیس برای تأمین منافع خودشون به کشورهایی که ازشون سود می برن کمک میکنن اما دلیل نمیشه که ما پولمون رو توی فلسطین هزینه کنیم.

  • مجتبی نوروزی


آقای دکتر لاریجانی در تنگناهای انتخاباتی بر سر کرسی ریاست مجلس در دوره اول با 173 رای رئیس موقت و در دوره دوم با 230 رای رئیس دائمی مجلس شورای اسلامی شد.

  • مجتبی نوروزی

در مسئله‌ی اقتصاد، آن چیزی که مهم و اصل است، مسئله‌ی تولید داخلی، ایجاد اشتغال و رفع بیکاری، تحرک و رونق اقتصادی، و مقابله‌ی با رکود است؛ اینها چیزهائی است که مردم آنها را حس میکنند و مطالبه میکنند… علاج همه‌ی اینها در مجموعه اقتصاد مقاومتی گنجانده شده است. شرطش این است که برای اقتصاد مقاومتی کار و تلاش انجام بگیرد. ۱۳۹۵/۰۱/۰۱

*********دریافت تصویر باکیفیت بالا*******

  • مجتبی نوروزی

(برگرفته از سایت معبر سایبری فندرسک)

من در ایام فتنه 88 برای خرید ساندویچ به خیابان رفتم. ساندویچ فروشی کمی شلوغ بود. در آنجا بود که با خانمی به اسم فریبا ک آ آشنا شدم و باهم دوست های صمیمی شدیم.

فریبا خانم بسیار مهربان و خوبی بود. شغل فریبا پست چی بود و اخبار ایران را برای انگلیسمخابره می کرد و از آنها برای برخی از کارها در ایران دستور می گرفت.

من در همان ساندویچ فروشی با سایر دوستان فریبا آشنا شدم اما به دلیل اینکه ساندویچ فروشی بسیار شلوغ بود دوستان فریبا مجبور می شدند با باتوم بر سر چند نفر بزنند اما کسی متوجه نشد آنان دوستان فریبا هستند!

مردم که برای خرید ساندویچ حسابی شلوغ کرده بودند مدام داد می زدند نترسید نترسید ماهمه باهم هستیم. حتی وقتی ساندویچ فروش گفت چند تا ساندویچ بزنم همه باهم صدا زدند ما بیشماریم اما دروغ می گفتند.

در همین لحظه بود که از انگلیس به فریبا گفتند تا به من بگوید برای خریداران ساندویچ در خصوص فایده های ساندویچ صحبت کنم و برای همین عکس صاحب ساندویچ فروشی را در دست گرفتم و با مردم صحبت کردم.

من و برادرم  م هـ در ایام فتنه 88 بسیار کیف می کردیم و با خود می گفتیم اگر مردم همینطور به ساندویچ فروشی هجوم بیاورند پدر را مدیرعامل ساندویچ فروشی می کنیم و هرکدام از ما نیز پستی و مقامی در ساندویچ فروشی بدست خواهیم آورد.

اما از بدشانسی ما فریبا و دوستانش لو رفتند و اعلام شد ساندویچ های آنجا توسط انگلیس و بهائی ها نجس شده است و مردم هم که ازین موضوع مطلع شده بودند به خیابان ها ریختند و علیه آن ساندویچ فروشی شعار دادند.

پس از این ماجرا برای مدتی از فریبای مهربان بی خبر بودم تا اینکه من را برای خوردن آب خنک به مکانی بردند و در آنجا بود که دوباره فریبا را دیدم و دوباره یاد خاطرات فتنه 88 برایمان زنده شد. این بود انشاء من.

  • مجتبی نوروزی