وبلاگ گروه رجعت

وبلاگ گروه رجعت
طبقه بندی موضوعی

۸ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

(برگرفته از سایت معبر سایبری فندرسک)

من در ایام فتنه 88 برای خرید ساندویچ به خیابان رفتم. ساندویچ فروشی کمی شلوغ بود. در آنجا بود که با خانمی به اسم فریبا ک آ آشنا شدم و باهم دوست های صمیمی شدیم.

فریبا خانم بسیار مهربان و خوبی بود. شغل فریبا پست چی بود و اخبار ایران را برای انگلیسمخابره می کرد و از آنها برای برخی از کارها در ایران دستور می گرفت.

من در همان ساندویچ فروشی با سایر دوستان فریبا آشنا شدم اما به دلیل اینکه ساندویچ فروشی بسیار شلوغ بود دوستان فریبا مجبور می شدند با باتوم بر سر چند نفر بزنند اما کسی متوجه نشد آنان دوستان فریبا هستند!

مردم که برای خرید ساندویچ حسابی شلوغ کرده بودند مدام داد می زدند نترسید نترسید ماهمه باهم هستیم. حتی وقتی ساندویچ فروش گفت چند تا ساندویچ بزنم همه باهم صدا زدند ما بیشماریم اما دروغ می گفتند.

در همین لحظه بود که از انگلیس به فریبا گفتند تا به من بگوید برای خریداران ساندویچ در خصوص فایده های ساندویچ صحبت کنم و برای همین عکس صاحب ساندویچ فروشی را در دست گرفتم و با مردم صحبت کردم.

من و برادرم  م هـ در ایام فتنه 88 بسیار کیف می کردیم و با خود می گفتیم اگر مردم همینطور به ساندویچ فروشی هجوم بیاورند پدر را مدیرعامل ساندویچ فروشی می کنیم و هرکدام از ما نیز پستی و مقامی در ساندویچ فروشی بدست خواهیم آورد.

اما از بدشانسی ما فریبا و دوستانش لو رفتند و اعلام شد ساندویچ های آنجا توسط انگلیس و بهائی ها نجس شده است و مردم هم که ازین موضوع مطلع شده بودند به خیابان ها ریختند و علیه آن ساندویچ فروشی شعار دادند.

پس از این ماجرا برای مدتی از فریبای مهربان بی خبر بودم تا اینکه من را برای خوردن آب خنک به مکانی بردند و در آنجا بود که دوباره فریبا را دیدم و دوباره یاد خاطرات فتنه 88 برایمان زنده شد. این بود انشاء من.

  • مجتبی نوروزی

شهیدی که چشمانش را در قبر باز کرد

🌹شهید علی اکبر صادقی🌹

🍂برادر شهید مى گفت: در موقع دفن پیکر، برادرم در آغوش من بود. وقتىمادرم بالاى قبر این مطلب را بیان نمود و آرزو کرد، على اکبر چشمانش را باز کند، من به چشمان برادرم که صورت او را از کفن باز کرده و روى خاک گذاشته بودم خیره شدم. حس غریبى به من مى گفت خوب به چشمان او نگاه کنم. در این لحظات بسیار کوتاه با کمال شگفتى مشاهده کردم در همان لحظه که مادرم این کلمات را بیان مى کرد چشمان على اکبر از هم گشوده شد و به مادرم نگریست و بعد از لحظات کوتاهی دوباره بسته شد.

ما پس از این ماجرا تا سالها این مطلب را فاش نکردیم، چون نگران این بودیم مبادا دیگران در صحت این قضیه شک نمایند و یا خیال کنند ساختگى است. تا اینکه یکى از بستگان ما که در کارهاى تبلیغاتى است وقتى متوجه این اعجاز شد عکس ها را از ما گرفت و در کنار هم گذاشت و به صورت یک پوستر چاپ کرد و بدین ترتیب این قضیه بر همگان آشکار شد. پاسدار شهید حاج على اکبر صادقى متولد ١٣۴٠ تهران بود که در مورخه ۶۶/٣/٩ در منطقه شاخ شمیران به شهادت رسید و پیکر مطهرش در بهشت زهرا(س)، قطعه ٢٩، ردیف دوم مدفون است.

  • مجتبی نوروزی

دوستان ما هر ساله در نیمه شعبان ولادت حضرت حجت (ع) جشن بزرگ خیابانی اجرا می کنند که امسال با صادر کردن دستورشون این بنر پشت سن رو براشون در دورنگ طراحی کردم که قراره پیاده سازی بشه دوستانی که این طرح رو می خوان در ابعاد 3 متر در 6 متر طراحی شده که می تونن از لینک زیر طرح رو با ابعاد ذکر شده دریافت کنند. و اون هم به شرط صلوات

*****دریافت بنر******

  • مجتبی نوروزی

معاونت فرهنگی ورزشی شهرداری اقبالیه نظر به راه اندازی مدرسه فوتبال رایگان دارد که بنا به دستور مسئول این معاونت بنر تبلیغاتی و پوستر آ 3 آنها نیز به صورت فوق طراحی شد.

  • مجتبی نوروزی

نمونه طرح تراکت و بنر ایام نیمه شعبان جشن ولادت حضرت حجت (عج) امسال به صورت فوق طراحی شده که می توانید برای دریافت این طرح به لینک ذیل مراجعه نمایید.

*****دریافت تصویر *******

در ضمن نمونه اجرا شده این طرح برای مراسمات احیاء و جشن نیمه شعبان به صورت ذیل است.

  • مجتبی نوروزی